الأساس من

🌐 اساسِ

این ترکیب به معنی اساسِ … از / بنیانِ … از میانِ است و بسته به جمله، برای بیان منشأ یا منبعِ پایه‌ای یک چیز به کار می‌رود. یعنی آنچه از میان چند چیز، مبنا و ریشه اصلی محسوب می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پایه و اساس

📌 عمدتاً از

📌 اساس

📌 در درجه اول از

جمله سازی با الأساس من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جعلت الشركة الشفافية الاساس من سياستها في التواصل مع العملاء.

این شرکت شفافیت را اساس سیاست ارتباط با مشتری خود قرار داده است.

💡 تتكون المجتمع في الأساس من أشخاص من غير البيض يدافعون عن المساواة.

این جامعه عمدتاً از افراد غیر سفیدپوستی تشکیل شده است که طرفدار برابری هستند.

💡 اختار الفريق الجودة الاساس من معايير تقييم المنتج النهائي.

این تیم کیفیت را به عنوان معیار اصلی برای ارزیابی محصول نهایی انتخاب کرد.

💡 نحن نحتاج أولًا أن نمتلك هذا الأساس من الحب والشفقة.

اول، ما باید این پایه و اساس عشق و شفقت را داشته باشیم.

💡 يعد الاحترام الاساس من عناصر التعامل الناجح بين الزملاء.

احترام عنصر اساسی تعامل موفق بین همکاران است.

💡 في المقهى، أدركت أن فاتورتي الشهرية هي في الأساس من المشروبات الجاهزة.

در کافه متوجه شدم که صورتحساب ماهانه‌ام عمدتاً مربوط به نوشیدنی‌های آماده است.

کلمات مرتبط