ترتسم

🌐 کشیده شده است.

«تَرْتَسِم» یعنی «نقش بستن، شکل گرفتن، یا ترسیم شدن»؛ گاهی هم به معنای «در ذهن یا بر چهره آشکار شدن» به‌کار می‌رود. این واژه از ریشه‌ی «رَسَمَ» است و با تصویر، نقش، و نمایان شدن مرتبط است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لبخند

📌 شکل گرفتن

📌 رینا

جمله سازی با ترتسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت هناك ابتسامة هادئة ترتسم على وجه راسل وهو يغفو.

لبخندی ملایم بر چهره راسل نقش بست و او به خواب رفت.

💡 استقبلنا المدير وابتسامة هادئة ترتسم على وجهه منذ الصباح.

مدیر با لبخندی آرام که از صبح بر لب داشت، به استقبالمان آمد.

💡 كل شتات يحمل روايات فريدة ترتسم من تجارب هجرتهم.

هر مهاجری داستان‌های منحصر به فردی دارد که از تجربیات مهاجرتش سرچشمه می‌گیرد.

💡 ‬عندما تشتعل نيران العشق داخل قلبه‬ ‫وعندما ترتسم صورة محبوبه في مخيلته طول الوقت‪.

وقتی شعله‌های عشق در قلبش شعله‌ور می‌شود، و وقتی تصویر معشوقش پیوسته در ذهنش نقش می‌بندد.

💡 ‬تلك البسمة التي تزين وجهك ال ترتسم على‬ ‫وجه شاب عائد من موعد مع أصدقائه‪.

آن لبخندی که چهره شما را زینت می‌دهد، همان لبخندی نیست که بر چهره مرد جوانی که از قرار ملاقات با دوستانش برمی‌گردد، ظاهر می‌شود.

کلمات مرتبط