تربيتها
🌐 تربیت او
وجه وصفی (participle)
📌 مطرح شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 مطرح شده
📌 پرورش داده شده
📌 پرورش یافته
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پرورش یافته
جمله سازی با تربيتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و ال تكرتث لشيء عنيدة و حتتاج إىل إعادة تربيتها
او به هیچ چیز اهمیت نمیدهد، لجباز است و باید دوباره تربیت شود.
💡 أثمرت تربيتها الجيدة عن شابة ناجحة تحترم الآخرين وتحب العمل.
تربیت خوب او منجر به یک زن جوان موفق شد که به دیگران احترام میگذارد و عاشق کار است.
💡 فرح والد متارا بترصفها النموذجي الذي دل عىل تربيتها الصحيحة.
پدر ماتارا از رفتار نمونهی او که نشان از تربیت صحیح او داشت، بسیار خوشحال بود.
💡 تحدثت الجارة عن تربيتها لأطفالها رغم ظروفها الصعبة وانشغالها المستمر.
همسایه با وجود شرایط سخت و مشغله مداومش، درباره بزرگ کردن فرزندانش صحبت کرد.
💡 الحيوانات التي يتم تربيتها في المراعي تتمتع بجودة حياة أفضل ولحم صحي أكثر.
حیواناتی که در مراتع پرورش مییابند، کیفیت زندگی بهتر و گوشت سالمتری دارند.