تدين

🌐 محکوم کردن

«تدين» از ریشه د-ي-ن است و می‌تواند به معنای «دین‌داری می‌کنی، متدیّن می‌شوی، یا به دینی پایبند می‌مانی» باشد. این واژه گاهی نیز به معنای «بدهکار می‌شوی / وامدار می‌گردی» در کاربردهای مرتبط با «دَین» آمده است، اما معنای رایج‌تر آن در گفتار و متن دینی، «دین‌ورزی» و «دیندار بودن» است. در فارسی می‌توان آن را «دین‌داری می‌کنی» یا «متدیّن هستی» معنا کرد.

فعل (verb)

📌 محکوم کردن

📌 متهم کردن

اسم (noun)

📌 محکوم

📌 دینداری

📌 محکومیت

جمله سازی با تدين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما تدين الشركة بالمبلغ، تبدأ إجراءات السداد فورًا.

وقتی شرکت مبلغ را بدهکار می‌شود، فرآیند بازپرداخت بلافاصله آغاز می‌شود.

💡 المحكمة قد تدين المتهم إذا ثبتت الأدلة بشكل واضح وموثوق.

دادگاه می‌تواند در صورت اثبات قطعی و قابل اعتماد بودن ادله، متهم را محکوم کند.

💡 ‬إنها في النهاية ابنة‬ ‫الثقافة الشرقية التي تدين العالقات خارج الزواج‪

او در نهایت محصول فرهنگ شرقی است که روابط نامشروع را محکوم می‌کند.

💡 بعض العادات الاجتماعية لا تدين الإنسان، لكنها تكشف كثيرًا عن شخصيته.

برخی از آداب و رسوم اجتماعی، فرد را محکوم نمی‌کنند، اما چیزهای زیادی را در مورد شخصیت او آشکار می‌کنند.

💡 المحكمة قد تدين المتهم إذا ثبتت الأدلة عليه.

دادگاه می‌تواند در صورت اثبات جرم، متهم را محکوم کند.

💡 ‬يستحق أن‬ ‫يؤلف من أجله أغنية تدين حتى العوملة‪:‬‬ ‫حبيبي كان أمجل كثريا‬ ‫حني رأيت صورته يف الواتساب‬ ‫هو وجهاز التليفون يشكوان اجلوع‪

او شایسته‌ی آهنگی است که حتی جهانی شدن را محکوم کند: معشوق من وقتی عکسش را در واتس‌اپ دیدم، خیلی زیباتر شده بود، او و تلفنش از گرسنگی شکایت می‌کردند.

کلمات مرتبط