تخمد
🌐 خاموش کردن
این واژه در ساختار عربی معمولاً به معنای «در تخم گذاشتن، تخم بستن یا حالت تخمی پیدا کردن» برداشت میشود. بسته به زمینه، میتواند به فرایندی مرتبط با تشکیل یا قرار گرفتن تخم اشاره کند، اما در فارسیِ رایج واژهای کمکاربرد و تخصصی / قدیمی است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فروکش کردن
📌 بیرون گذاشتن
📌 مرطوب کردن
📌 خاموش شده
📌 خفه شده
📌 خاموش کردن
جمله سازی با تخمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساعد المطر الغزير على أن تخمد النيران في أطراف الغابة.
باران شدید به خاموش شدن آتشسوزی در حاشیه جنگل کمک کرد.
💡 إذا لم تتدخل بسرعة، قد تخمد الجمرات قبل أن تشتعل من جديد.
اگر به سرعت مداخله نکنید، ممکن است قبل از اینکه دوباره شعلهور شوند، خاموش شوند.
💡 ولكن التأثيرات الثانوية أيضا لن تخمد في أي وقت قريب.
اما اثرات ثانویه نیز به این زودیها فروکش نخواهد کرد.
💡 بدأ الحريق تخمد تدريجيًا بعد وصول رجال الإطفاء إلى الموقع.
با رسیدن آتش نشانان به محل حادثه، آتش به تدریج فروکش کرد.