تجبر

🌐 نیرو

از ریشه «ج-ب-ر» و به معنی «بزرگی‌فروشی، خودکامگی، زورگویی، و نیز جبران‌کردن» است. در فارسی بیشتر معنای منفیِ «استبداد و تکبر» از آن فهمیده می‌شود، ولی در اصل ریشه «جبر» معانی دیگری هم دارد.

فعل (verb)

📌 وادار کردن

📌 ملزم کردن

📌 مجبور کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نیرو

جمله سازی با تجبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 التهديدات التحريضية غالباً ما تجبر الأفراد على التصرف ضد مصالحهم الأفضل.

تهدیدهای تحریک‌آمیز اغلب افراد را مجبور می‌کند تا برخلاف منافع خود عمل کنند.

💡 كندا تجبر السفن على خفض سرعتها لحماية "الحيتان الصائبة"

کانادا برای محافظت از "نهنگ‌های راست" کشتی‌ها را مجبور به کاهش سرعت می‌کند

💡 لكنها لن تجبر أحدا منهم على تغيير نمط حياته.

اما این هیچ یک از آنها را مجبور به تغییر سبک زندگی خود نخواهد کرد.

💡 لا ينبغي أن تجبر الظروف الإنسان على ترك أحلامه.

شرایط نباید فرد را مجبور به کنار گذاشتن رویاهایش کند.

💡 غالبًا ما تجبر الأوقات اليائسة الناس على البحث عن مساعدة المهربين.

شرایط سخت اغلب مردم را مجبور می‌کند که از قاچاقچیان کمک بگیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران