تتغلغل

🌐 نفوذ کردن

«تتغلغل» از ریشه‌ی غلغل به معنای نفوذ می‌کند / آهسته درون چیزی می‌رود / رخنه می‌کند است. این کلمه معمولاً برای نفوذ تدریجی درون یک چیز، مثل آب، نور، یا حتی یک فکر و احساس، به کار می‌رود. در فارسی، «نفوذ کردن»، «رخنه کردن» یا «درون‌رفت کردن».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نفوذ کردن

📌 فراگیر شدن

📌 در دست گرفتن

📌 تراوش کردن

📌 فیلتر کردن

جمله سازی با تتغلغل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬فكلما‬ ‫شعرت براحة كبيرة تتغلغل داخلي ُكنت أشعر‬ ‫بالسعادة ‪.

هر وقت احساس می‌کردم حس راحتی زیادی وجودم را فرا گرفته، احساس خوشبختی می‌کردم.

💡 ‬باغتها‬ ‫وحتى ال تتغلغل الوساوس‬ ‫ّ‬ ‫بضربة استباقية فاتصلت بأبي أ ُعلمه بقدومي‪

برای اینکه پیشگیرانه عمل کنم و از ریشه دواندن شک و تردید جلوگیری کنم، با پدرم تماس گرفتم تا ورودم را به او اطلاع دهم.

💡 ‬وأصبحت اتناول االغاني بذائقة فنية تتغلغل في الحانها‬ ‫ي‬ ‫ِ‬ ‫السمع ّ‬ ‫ي‬ ‫وكلماتها‪

من شروع به درک آهنگ‌هایی کردم که حس هنری‌شان در ملودی‌ها و اشعارشان موج می‌زد.

💡 ‬نعم‬ ‫هذا ما يحصل لي منذ أن بدأت أحالمي تتغلغل أجواء صدري‪

بله، از وقتی رویاهایم شروع به نفوذ به قلبم کردند، این اتفاق برای من افتاده است.

💡 يمكن للدهون أن تتغلغل في الأقمشة إذا لم تُنظف فورًا.

اگر بلافاصله تمیز نشود، چربی می‌تواند به پارچه‌ها نفوذ کند.

💡 ‬وشهقة وشهقة خترج من صدرها ودمعة تتغلغل يف جفهنا‬ ‫‪.

آهی از سینه‌اش بیرون زد و قطره اشکی از پلکش سرازیر شد.

💡 يُربّى الأطفال على التسامح حتى لا تتغلغل الكراهية في قلوبهم مبكرًا.

بچه‌ها طوری تربیت می‌شوند که بردبار باشند تا نفرت از همان ابتدا در قلب‌هایشان ریشه ندواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران