تبرر

🌐 توجیه کردن

«تَبَرَّر» از ریشهٔ «برّ» است و به معنای «نیکو و پاک شد، درست و صالح گشت، یا نیکی ورزید» به کار می‌رود. این واژه معمولاً به حالتی اشاره دارد که چیزی یا کسی از فساد، آلودگی یا خطا دور شده و به سمت پاکی و نیکی رفته است. در فارسی می‌توان آن را «نیکو شد» یا «پاک و درست گردید» معنا کرد.

فعل (verb)

📌 توجیه کردن

📌 حکم

📌 توضیح دهید

📌 بهانه

جمله سازی با تبرر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا تبرر التقاعس في أداء الواجبات بحجة كثرة الانشغال.

با بهانه‌ی مشغله‌ی زیاد، اهمال در انجام وظایفتان را توجیه نکنید.

💡 لا تبرر الخطأ بالكلام، بل اعترف به وحاول إصلاحه.

اشتباه را با کلمات توجیه نکنید، بلکه آن را بپذیرید و سعی در رفع آن داشته باشید.

💡 وينبغي أيضاً تعريف المعايير المناسبة التي تبرر إخراج طفل أو بالغ من الأسرة.

همچنین باید معیارهای مناسبی که حذف کودک یا بزرگسال از خانواده را توجیه می‌کند، تعریف شود.

💡 ‬ال تبرر لهم أسباب غيابك فإن كانوا إعتادوا عدم تواجدك ؛ فأعتاد أنت الغياب!

غیبت خود را برای آنها توجیه نکن، زیرا اگر آنها به غیبت تو عادت کرده‌اند، تو نیز باید به غیبت عادت کنی!

💡 لا تبرر التأخير بأسباب متكررة كل يوم.

تأخیر را با دلایلی که هر روز تکرار می‌شوند، توجیه نکنید.

💡 الشر من الأعمال أن تؤذي الناس ثم تبرر فعلتك لاحقًا.

بدترین اعمال این است که به مردم بدی کنی و بعداً کار خود را توجیه کنی.

کلمات مرتبط