بیع

🌐 فروش

«بیع» از واژه‌های مهم عربی است و به معنی «فروش» یا «دادوستد» می‌آید. در فقه اسلامی نیز «بیع» به عقدی گفته می‌شود که در آن کالا در برابر عوضی مشخص منتقل می‌شود؛ یعنی خرید و فروشِ قانونی و قراردادی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فروش

جمله سازی با بیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سجلت الشركة عملية بیع العقار في دفترها المالي الرسمي.

این شرکت فروش ملک را در دفاتر مالی رسمی خود ثبت کرد.

💡 لا یقومون بنشر توصیة شراء أو بیع لأي من الأدوات المالیة التي تم تحلیلھا.

آنها هیچ توصیه خرید یا فروشی برای هیچ یک از ابزارهای مالی که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند، منتشر نمی‌کنند.

💡 تم بیع السيارة القديمة بسعر مناسب بعد مفاوضات قصيرة مع المشتري.

ماشین قدیمی پس از مذاکرات کوتاه با خریدار، با قیمت مناسبی فروخته شد.

💡 إن تعبئة كمیة كبیرة من الدیون فی مجموعة التزامات الدیون المضمونة (C.D.Os) الّذى كان هو السبب الأول للأزمة الراهنة، وما كان یمكن لهذه الأزمة أن تنشأ لو كان بیع الدیون غیر مسموح به.

انباشت حجم زیادی از بدهی در مجموعه‌ای از تعهدات بدهی تضمین‌شده (CDO) علت اصلی بحران فعلی بود و اگر فروش بدهی مجاز نبود، این بحران نمی‌توانست ایجاد شود.

💡 أعلن المتجر عن بیع خاص يشمل الأجهزة المنزلية طوال الأسبوع.

این فروشگاه از فروش ویژه ای که شامل لوازم خانگی نیز می شود، در طول هفته خبر داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران