بيضات
🌐 تخم مرغ
«بيضات» جمعِ «بيضة» به صورت جمع سالم / شکسته در برخی کاربردهاست و به معنی «تخممرغها» میآید. این واژه میتواند به تعدادی تخممرغ اشاره کند، مثل «عدة بيضات» یعنی «چند تخممرغ». شکل و کاربرد دقیق آن به بافت جمله وابسته است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تخم مرغ
جمله سازی با بيضات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشترتْ جدتي سلة فيها ست بيضات من السوق الشعبي.
مادربزرگم سبدی حاوی شش تخم مرغ از بازار محلی خرید.
💡 رتّب الطاهي بيضات السمان فوق الطبق بشكل جميل.
سرآشپز تخمهای بلدرچین را به زیبایی روی بشقاب چید.
💡 وضعت الأم بيضات مسلوقة في الحقيبة كوجبة سريعة للرحلة.
مادر، تخممرغهای آبپز را به عنوان غذای سریع برای سفر، داخل کیسه گذاشت.
💡 تناول 1-2 بيضات في معظم أيام في الأسبوع ليست ضارة.
خوردن ۱ تا ۲ عدد تخم مرغ در بیشتر روزهای هفته ضرری ندارد.
💡 وجدوا عدة بيضات للديدان الدبوسية أثناء الفحص الصحي في المدرسة.
آنها طی بررسی سلامت در مدرسه، چندین تخم کرمک پیدا کردند.