بوف
🌐 بوف
این واژه نیز بهصورت مستقل در عربی فصیح بسیار نادر یا نامأنوس است و معنای تثبیتشدهای ندارد. در بعضی موارد ممکن است بخشی از نام خاص، صداواژه، یا صورت اشتباه واژهای دیگر باشد؛ بنابراین بدون زمینه نمیتوان معنای قطعی ارائه کرد.
اسم (noun)
📌 پوگ
حرف اضافه (preposition)
📌 بووه
جمله سازی با بوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ويواجه بوف اتهامات بمحاولة تقديم الدعم المادي لجماعة إرهابية وعرقلة تحقيق اتحادي.
باف با اتهاماتی از جمله تلاش برای ارائه حمایت مادی به یک گروه تروریستی و مانعتراشی در تحقیقات فدرال روبرو است.
💡 لاحظَ العاملُ بوفًا خفيفًا في الخشبِ بسببِ الرطوبةِ العالية.
کارگر به دلیل رطوبت بالا متوجه ساییدگی جزئی چوب شد.
💡 ظهرَ بوفٌ صغيرٌ على طرفِ القميصِ بعدَ غسلهِ بالماءِ الساخن.
بعد از شستن پیراهن با آب داغ، یک پف کوچک روی لبهی آن ظاهر شد.
💡 حاولَتِ الأمُّ إزالةَ البوفِ عن القماشِ قبلَ أن يجفَّ تمامًا.
مادر سعی کرد قبل از اینکه کاملاً خشک شود، پف را از پارچه جدا کند.