بمقتل

🌐 با کشتن

«بمقتل» از ریشهٔ «قتل» است و معمولاً به‌معنای «در محل کشتن / کشته‌شدن» یا «در جایی که قتل رخ می‌دهد» به‌کار می‌رود. در برخی متون می‌تواند به صورت مجازی نیز برای اشاره به «نقطهٔ حساس و مرگ‌بار» یک موضوع آمده باشد.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 کشته شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 به قتل رسیده

جمله سازی با بمقتل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرج الخبر في الصحيفة عن بمقتل الرجل في الحادث المؤلم مساء أمس.

خبر مرگ آن مرد در تصادف دلخراش دیشب در روزنامه منتشر شد.

💡 من قد يشاهد ذلك ويتخيل أنك تسبّبت بمقتل صهرك المستقبلي؟

چه کسی می‌تواند این را ببیند و تصور کند که تو باعث مرگ داماد آینده‌ات شده‌ای؟

💡 تناقلت القنوات تفاصيل بمقتل الطفل في الحي القديم بعد الحريق المفاجئ.

این کانال ها جزئیات مرگ کودک در محله قدیمی پس از آتش سوزی ناگهانی را گزارش کردند.

💡 وافادت تقارير بمقتل العشرات في اشتباكات يوم الجمعة.

گزارش شده است که ده‌ها نفر در درگیری‌های روز جمعه کشته شده‌اند.

💡 وتسبَّبت هذه الهجمات بمقتل وجرح عشرات الأشخاص، بما في ذلك النساء والأطفال.

این حملات منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر از جمله زنان و کودکان شد.

💡 أثار الحديث عن بمقتل الشاب غضبًا واسعًا بين أهله وأصدقائه.

خبر مرگ این جوان خشم گسترده ای را در میان خانواده و دوستانش برانگیخت.

کلمات مرتبط