إيقاف

🌐 توقف

به معنای توقف دادن، متوقف کردن، بازداشتن یا قطع کردن چیزی است. در کاربردهای رسمی و اداری نیز برای «تعلیق»، «توقیف» یا «ایست» به کار می‌رود؛ مثلاً توقف یک فعالیت یا خدمات.

اسم (noun)

📌 متوقف کردن

📌 خاموش کردن

📌 توقف

📌 سیستم تعلیق

📌 دستگیری

📌 متوقف شدن

📌 قطع مصرف

جمله سازی با إيقاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلبت الشركة إيقاف الخدمة مؤقتًا لإجراء بعض أعمال الصيانة التقنية.

این شرکت برای انجام برخی کارهای تعمیر و نگهداری فنی، درخواست وقفه موقت در سرویس‌دهی را داده بود.

💡 سأل المذيع الضيف عن مصيرکم بعد إعلان الشركة إيقاف عدد من الفروع المحلية.

مجری از مهمان برنامه پرسید که پس از اعلام تعطیلی تعدادی از شعب محلی توسط شرکت، سرنوشت شما چه خواهد شد.

💡 نصحته الطبيبة بعدم إيقاف العلاج قبل انتهاء المدة المحددة.

پزشک به او توصیه کرد که قبل از پایان دوره مشخص شده، درمان را قطع نکند.

💡 أدى سوء السلوك إلى إيقاف اللاعب عن المشاركة في المباراة القادمة.

تخلف این بازیکن منجر به محرومیت او از شرکت در مسابقه بعدی شد.

💡 حاول الطبيب إيقاف الدماء من الأنف قبل أن يزداد القلق.

پزشک سعی کرد قبل از اینکه نگرانی بیشتر شود، خونریزی بینی را متوقف کند.

💡 قررتُ إيقاف السيارة جانب الطريق بسبب الازدحام الشديد أمام الإشارة.

به دلیل ترافیک سنگین جلوی چراغ راهنمایی، تصمیم گرفتم ماشین را به کنار جاده ببرم.

💡 ‬تضعني ِ‬ ‫يدك على ِ‬ ‫فمك حتاولني إيقاف الكالم.

دستت را روی دهانت گذاشتی تا مانع حرف زدنم شوی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران