بعقد

🌐 طبق قرارداد

«بعقد» از «بـ» + «عقد» تشکیل شده و می‌تواند معنی «با بستن / با عقد کردن / به‌وسیله‌ی قرارداد» بدهد. «عقد» در عربی هم به معنای بستن و گره زدن است و هم به معنای پیمان و قرارداد. بنابراین «بعقد» بسته به جمله می‌تواند به «با قرارداد»، «با بستن»، یا «از طریق عقد» اشاره کند.

اسم (noun)

📌 دهه

فعل (verb)

📌 تشکیل جلسه دادن

📌 نتیجه‌گیری

وجه وصفی (participle)

📌 برگزار شد

📌 تشکیل جلسه داد

جمله سازی با بعقد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشترى الأب السيارة بعقد تمويل واضح ومحدد الشروط.

پدر ماشین را با یک قرارداد تأمین مالی مشخص و واضح خریداری کرد.

💡 ‫ّ‬ ‫سارع يحتوي أنوثتها حريتها بعقد برجوازي أسماه ُ‬ ‫هديّة تعارفهما‪

او به سرعت زنانگی و آزادی او را با قراردادی بورژوایی که آن را هدیه‌ی دوران نامزدی‌شان می‌نامید، تصاحب کرد.

💡 بدأ الفريق العمل بعقد تعاون يضمن حقوق الطرفين.

این تیم با یک توافقنامه همکاری که حقوق هر دو طرف را تضمین می‌کند، شروع به کار کرد.

💡 شقتها الجديدة جاءت بعقد استئجار منظم، مما جعل الإيجار أقل قلقاً.

آپارتمان جدید او با اجاره‌نامه‌ای ساختارمند ارائه شد که باعث می‌شد اجاره کردن برایش کمتر نگران‌کننده باشد.

💡 وقّعت الشركة بعقد رسمي مع المورد الجديد صباح اليوم.

این شرکت صبح امروز قرارداد رسمی با تأمین‌کننده جدید امضا کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران