بُسْطَة

🌐 ساده

«بُسطة» از ریشه بسط است و به معنای گشایش، وسعت، فراخی یا پهناور بودن می‌آید. این واژه همچنین می‌تواند به معنای «توانگری»، «گشاده‌دستی» یا «فراخیِ رزق و حال» نیز استفاده شود، بسته به متن.

اسم (noun)

📌 غرفه

📌 غرفه بازار

جمله سازی با بُسْطَة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جلس الرجل عند بسطة الخضار واشترى بعض الطماطم والخيار.

مرد کنار دکه سبزیجات نشست و مقداری گوجه فرنگی و خیار خرید.

💡 ازدحمت بسطة الكتب القديمة بالزبائن في سوق الجمعة الشعبي.

غرفه فروش کتاب‌های قدیمی در جمعه بازار محبوب، مملو از مشتری بود.

💡 وقف البائع خلف بسطة صغيرة يبيع العصائر للمارّة في الحرّ.

فروشنده پشت یک دکه کوچک ایستاده بود و در گرما به رهگذران آبمیوه می‌فروخت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران