بٰاسِط

🌐 باسط

این شکل معمولاً به‌صورت «باسط» خوانده می‌شود و از ریشه «بسط» است، یعنی کسی یا چیزی که می‌گستراند، می‌گشاید یا پهن می‌کند. در کاربردهای ادبی و دینی نیز «باسط» می‌تواند به معنای «گسترش‌دهنده» یا «بازکننده» باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 باست

📌 باسط

📌 توسعه دهنده

جمله سازی با بٰاسِط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان الطفل باسط ذراعيه فرحًا عندما رأى أمه تعود.

کودک وقتی بازگشت مادرش را دید، با خوشحالی دستانش را دراز کرد.

💡 جلس الرجل على الشاطئ باسط اليدين نحو الشمس الدافئة.

مرد روی ساحل نشسته بود و دستانش را به سمت آفتاب گرم دراز کرده بود.

💡 وقف الحارس باسط النظر إلى البوابة ينتظر الزوار.

نگهبان، خیره به دروازه ایستاده بود و منتظر بازدیدکنندگان بود.

کلمات مرتبط