بروتستانتي

🌐 پروتستان

این واژه به معنی «پروتستان» یا «وابسته به مذهب پروتستان» است و به پیروان یکی از شاخه‌های اصلی مسیحیت اشاره دارد که در قرن شانزدهم میلادی در اروپا پدید آمد. در عربی، این کلمه برای توصیف افراد، کلیساها، اندیشه‌ها یا جنبش‌های مرتبط با پروتستانیسم به‌کار می‌رود. در فارسی نیز معمولاً به همان صورت «پروتستانی» یا «پروتستان» فهمیده می‌شود.

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 پروتستان

جمله سازی با بروتستانتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فكرة وجود ملك بروتستانتي في المستقبل القريب جعلت من الرابطة الكاثوليكية اللجوء إلى وسائل يائسة.

ایده یک پادشاه پروتستان در آینده نزدیک، اتحادیه کاتولیک را به اقدامات ناامیدکننده‌ای سوق داد.

💡 وفي الحقيقة، فإن ميلاً كهذا هو بروتستانتي بشكل قاطع.

در واقع، چنین گرایشی قطعاً پروتستانی است.

💡 زارنا صديقٌ بروتستانتي من ألمانيا، وتبادل معنا الحديث عن العادات الدينية في بلده.

یکی از دوستان پروتستان ما از آلمان به دیدن ما آمد و درباره آداب و رسوم مذهبی در کشورش با ما صحبت کرد.

💡 يعيش في الحيّ قسٌّ بروتستانتي معروفٌ بخطبه الهادئة وأعماله الخيرية.

یک کشیش پروتستان که به خاطر موعظه‌های آرام و کارهای خیریه‌اش شناخته می‌شود، در این محله زندگی می‌کند.

💡 كارل بإرث، الذي يُعتبر غالباً أبرز لاهوتي بروتستانتي في القرن العشرين.

کارل برث، که اغلب برجسته‌ترین متکلم پروتستان قرن بیستم محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران