برجله

🌐 با پایش.

«برجله» هم از واژه‌های رایج و مستقل عربی معیار نیست، ولی از نظر ظاهری می‌تواند به «برج» + «له / ـه» مربوط باشد. اگر در جمله‌ای آمده باشد، شاید به «برجِ او» یا «برج برای او» اشاره کند، اما بدون بافت نمی‌توان معنای دقیق و استانداردی ارائه داد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ساق پایش

📌 با پایش.

📌 مرد او

جمله سازی با برجله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دخل اللاعب الملعب برجله اليمنى بعد إصابة طويلة.

این بازیکن پس از مصدومیت طولانی مدت، با پای راست وارد زمین شد.

💡 طرق الرجل الباب برجله لأن يديه كانتا مشغولتين.

مرد چون دستانش مشغول بود، با پایش به در کوبید.

💡 دفع الصبي الكرة برجله نحو المرمى بقوة كبيرة.

پسرک با قدرت زیاد توپ را به سمت دروازه شوت کرد.

💡 بعد الإصابة، شعر برجله وكأنها مرتجفة ولم يستطع التحرك كما كان معتادًا.

بعد از آسیب، پایش انگار می‌لرزید و نمی‌توانست مثل قبل حرکت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران