براسه

🌐 با سرش.

این واژه در عربی محاوره‌ای می‌تواند به‌صورت غیررسمی به معنی «سردرد» یا «درد سر» به‌کار برود و در برخی گویش‌ها برای اشاره به حالتی از فشار یا ناراحتی ذهنی هم استفاده می‌شود. البته بسته به لهجه و زمینه، ممکن است معنای دقیق آن متفاوت باشد و گاهی صورت نوشتاریِ یک واژه محلی یا عامیانه باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سر تکان دادن

📌 در سرش

📌 در سر

📌 سر آن

📌 ضربه سر

📌 در یک ظاهر

جمله سازی با براسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مرّ الرجل براسه في الممر الضيق بسرعة، ثم توقف ليسأل عن الغرفة المطلوبة.

مرد به سرعت سرش را در راهروی باریک حرکت داد، سپس ایستاد تا در مورد اتاق مورد نیاز سوال کند.

💡 وقف العامل براسه قرب الباب ينتظر إشارة المدير قبل بدء تحميل الصناديق الكبيرة.

کارگر سرش را نزدیک در نگه داشته بود و منتظر اشاره‌ی مدیر بود تا شروع به بارگیری جعبه‌های بزرگ کند.

💡 جلس الطفل براسه إلى الجدار وهو يراقب أصدقاءه يلعبون في الساحة بإعجاب.

کودک سرش را به دیوار تکیه داده بود و با تحسین به دوستانش که در حیاط بازی می‌کردند، نگاه می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران