بدلا
🌐 در عوض
قید (adverb)
📌 در عوض
📌 به جای اینکه
جمله سازی با بدلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اختار الطبيب العلاج الطبيعي بدلا من الجراحة في هذه المرحلة المبكرة.
پزشک در این مرحله اولیه به جای جراحی، فیزیوتراپی را انتخاب کرد.
💡 استخدم الفريق التفاوض بدلا من التصعيد، فتمت تسوية الخلاف بسرعة.
تیم به جای تشدید اختلاف، از مذاکره استفاده کرد و اختلاف به سرعت حل شد.
💡 قرأتُ الكتاب بدلا من مشاهدة التلفاز طوال المساء.
من تمام شب به جای تماشای تلویزیون، کتاب را خواندم.
💡 من بدلا من الانتظار الطويل، قررنا استخدام الطريق الأقصر.
به جای اینکه مدت زیادی منتظر بمانیم، تصمیم گرفتیم مسیر کوتاهتر را انتخاب کنیم.
💡 جلستْ بجانبي في القطار بدلا من أن تبقى واقفة طوال الرحلة.
او به جای اینکه تمام مدت سفر بایستد، کنار من در قطار نشست.
💡 من بدلا من الشكوى، حاول أن تجد حلاً عمليًا للمشكلة.
به جای گله و شکایت، سعی کنید یک راه حل عملی برای مشکل پیدا کنید.