بخدر

🌐 بی‌حس

«بِخَدَر» احتمالاً به معنای «با مکر، با نیرنگ، با فریب» یا «پنهانی و دور از آشکار» باشد، هرچند این صورت در عربی معیار بسیار رایج نیست. ممکن است در بعضی متون کهن یا لهجه‌ای به شکل خاصی آمده باشد. اگر به‌عنوان قید باشد، نزدیک‌ترین معنای فارسی‌اش «مکارانه» یا «پنهانی» است.

اسم (noun)

📌 بی‌حسی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بی‌حس

جمله سازی با بخدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعر المريض بخدر في يده بعد الجراحة مباشرة.

بیمار بلافاصله پس از عمل جراحی، احساس بی‌حسی در دست خود داشت.

💡 ‫في رأسي الصغير والمحشو بخدر لذيذ‬ ‫منشؤه نصف غرام‪

در سر کوچکم، پر از بی‌حسیِ لذیذی که از نیم گرم سرچشمه می‌گیرد

💡 اشتكى السائق من بخدر في أصابعه بسبب البرد الشديد.

راننده از بی‌حسی انگشتانش به دلیل سرمای شدید شکایت داشت.

💡 بعد الجلوس لفترة طويلة، شعرت بخدر غريب في ساقي.

بعد از مدت طولانی نشستن، احساس بی‌حسی عجیبی در پایم کردم.

💡 ‬بعد ذهابه‬‫شعرت بخدر في كل جزء من‬ ‫جسدي وكنت أرغب في أن‬ ‫أنام‪

بعد از رفتنش، تمام بدنم بی‌حس شده بود و دلم می‌خواست بخوابم.

💡 بدأ بخدر خفيف في الساق ثم ازداد مع مرور الوقت.

با بی‌حسی خفیف در پا شروع شد که به مرور زمان بیشتر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران