بجروح
🌐 آسیبها
اسم (noun)
📌 جراحت
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 زخمی
جمله سازی با بجروح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أصيبت شفة الرجل بجروح بسيطة بعد السقوط على الأرض.
لب این مرد پس از افتادن روی زمین، جراحات جزئی برداشت.
💡 نُقل السائق إلى المستشفى بجروح في الساق والكتف بعد الحادث.
راننده پس از این حادثه به دلیل جراحات وارده از ناحیه پا و شانه به بیمارستان منتقل شد.
💡 و كان كل الرهائن مصابين بجروح خطيرة و ال يقوون على الحراك
همه گروگانها به شدت مجروح شده و قادر به حرکت نبودند.
💡 خرج الطفل من الشجار بجروح بسيطة وعاد إلى منزله باكياً.
کودک با جراحات جزئی از درگیری بیرون آمد و گریه کنان به خانه بازگشت.
💡 عاد الجندي من الميدان بجروح طفيفة لكنه كان في حالة معنوية جيدة.
این سرباز با جراحات جزئی از میدان بازگشت اما روحیه خوبی داشت.
💡 فنظر أسفل قدميه فوجدها هي «منة» وقد أصيبت بجروح بالغة
او به پاهایش نگاه کرد و متوجه شد که «منا» به شدت مجروح شده است.