ببصره
🌐 با دیدش.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 چشم کور
جمله سازی با ببصره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساعد الطبيب المريض ببصره الضعيف، فكتب له التعليمات بخط كبير وواضح.
پزشک با نوشتن دستورالعملها با حروف بزرگ و واضح برای بیمار، به بینایی ضعیف او کمک کرد.
💡 استمتاع ما إن أطل أخي ببصره على الصفحة السابعة والسبعين
برادرم به محض اینکه نگاهی به صفحه هفتاد و هفت انداخت، خوشحال شد.
💡 وىو يرنو ببصره إلى القرية ويقوؿ في نفسو: يا إلهي.
او به روستا خیره میشود و با خود میگوید: خدای من.
💡 تعرّف الرجل على صديقه ببصره قبل أن يسمع صوته، لأن ملامحه كانت مألوفة جدًا.
مرد قبل از اینکه صدای دوستش را بشنود، او را از روی ظاهر شناخت، زیرا چهرهاش بسیار آشنا بود.
💡 واجه الشيخ صعوبة في القراءة ببصره المتعب، لذلك طلب نظارة جديدة من الصيدلية.
شیخ با چشمان خستهاش در خواندن مشکل داشت، بنابراین از داروخانه عینک جدیدی درخواست کرد.