باهت
🌐 رنگپریده
صفت (adjective)
📌 کسل کننده
📌 رنگپریده
📌 کمرنگ شده
📌 کمفروغ
📌 ملایم
📌 کم نور
📌 خسته کننده
جمله سازی با باهت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهرت اثرد في الهامش بخط باهت وغير واضح.
یک خط کمرنگ و نامشخص در حاشیه ظاهر شد.
💡 يبدو أن للعملة وجهان مختلفان، أحدهما لامع والآخر باهت بسبب الاستعمال.
به نظر میرسد این سکه دو روی مختلف دارد، یکی براق و دیگری به دلیل استفاده کدر شده است.
💡 كان صوته باهت ًا في البداية، ثم أصبح أكثر وضوحًا مع الثقة.
صدایش اول ضعیف بود، بعد با اطمینان خاطر واضحتر شد.
💡 بدت الألوان باهت ة بعد أن تعرضت الملابس للشمس مدة طويلة.
رنگ لباسها بعد از اینکه مدت زیادی در معرض آفتاب بودند، کمرنگ به نظر میرسید.
💡 ظهر وجهه باهت ًا بسبب السهر وقلة الراحة في الأيام الأخيرة.
به دلیل شب بیداری و کمبود استراحت در روزهای اخیر، چهرهاش رنگپریده به نظر میرسید.
💡 بهتت الصورة القديمة إلى لون رمادي باهت على مر السنين.
عکس قدیمی در طول سالها به رنگ خاکستری کدر درآمده است.