باد

🌐 بد

«باد» در عربی به معنی «وزید، در نظر آمد، آشکار شد، یا شروع کرد» هم می‌آید و بسته به ساختار جمله معانی متفاوتی دارد. مثلاً در «باد الأمر» یعنی «کار آشکار شد» یا «ظاهر گردید»؛ و در کاربردهای دیگر ممکن است با معنای «آغاز شدن» نیز نزدیک باشد.

فعل (verb)

📌 هلاک شدن

صفت (adjective)

📌 آشکار

📌 قابل مشاهده

📌 مشهود

جمله سازی با باد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 السياسي الذي تتمتع به صناعة الألبسه في بنغلاديش باد للعيان.

مزیت سیاسی که صنعت پوشاک در بنگلادش از آن برخوردار است، آشکار است.

💡 باد المتطوعون إلى تنظيف الحي بعد انتهاء العاصفة.

داوطلبان پس از پایان طوفان شروع به تمیز کردن محله کردند.

💡 الخبرة في استخدام الأجهزة النقالة مثل آي باد في التدريس والتعلم.

تجربه استفاده از دستگاه‌های تلفن همراه مانند آی‌پد در آموزش و یادگیری.

💡 لم يكن هناك انفعال ما باد على وجوههم.

هیچ احساسی در چهره‌هایشان دیده نمی‌شد.

💡 باد القائد بمبادرة سريعة لإنقاذ المشروع من التأخير.

رهبر ابتکار عمل سریعی به خرج داد تا پروژه را از تأخیر نجات دهد.

💡 باد الطبيب إلى فحص المريض فور وصوله إلى العيادة.

پزشک به محض ورود به درمانگاه، معاینه بیمار را آغاز کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران