بابي
🌐 بابی
اسم (noun)
📌 پدرم
📌 پاپا
دیکشنری عربی به فارسی
📌 درب من
جمله سازی با بابي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تدق بابي من هي أنحف مني وأصغر عم ار وتسأل عن زوجي بوقاحة
زنی لاغرتر و جوانتر از من در اتاقم را زد و با گستاخی درباره شوهرم پرسید.
💡 شعرت بالإحباط بسبب علامة الخدش على بابي الذي طليته حديثاً.
از رد خراش روی درِ تازه رنگشدهام کلافه شده بودم.
💡 ساعدني بابي في ترتيبِ الغرفةِ قبلَ قدومِ الضيوف.
پدرم قبل از رسیدن مهمانها به من کمک کرد تا اتاق را مرتب کنم.
💡 كتبتُ الرسالةَ بابي بعدَ أن انتهيتُ من الامتحاناتِ مباشرةً.
من بلافاصله بعد از پایان امتحاناتم، نامه را برای پدرم نوشتم.
💡 التقيتُ بابي في الحديقةِ العامةِ، وتحدثنا طويلًا عن الرحلة.
من پدرم را در پارک عمومی ملاقات کردم و مدت زیادی در مورد سفر صحبت کردیم.
💡 ولم يطرق بابي طفل صغير يحمل بيده صحنا ً من الطعام
هیچ بچهی کوچکی که بشقاب غذا در دست داشته باشد، تا به حال در خانهی من را نزده است.