اوقف
🌐 دستگیر شد
«أَوْقَفَ» یعنی «متوقف کرد»، «بازداشت» یا «در جای خود نگه داشت». این فعل از ریشه «وقف» است و معمولاً برای قطع کردن حرکت یا جلوگیری از ادامه یک کار استفاده میشود. در برخی متنها هم میتواند به معنی «موقوف کردن» یا «به حالت تعلیق درآوردن» باشد.
فعل (verb)
📌 متوقف کردن
📌 توقف
📌 تعلیق
📌 برش
📌 نگه داشتن
📌 بس کن
📌 پارک
📌 قطع کردن
جمله سازی با اوقف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من فضلک اوقف الباص هنا، فأنا أريد النزول عند المدرسة مباشرة.
لطفا اتوبوس را اینجا نگه دارید، من میخواهم همینجا جلوی مدرسه پیاده شوم.
💡 لو سمحت، من فضلک اوقف الباص قرب الموقف التالي لأنني نسيت حقيبتي.
لطفا اتوبوس را نزدیک ایستگاه بعدی نگه دارید چون کیفم را فراموش کردهام.
💡 من فضلک اوقف الباص قليلاً، فهناك مسافر عجوز يحتاج إلى الصعود.
لطفا اتوبوس را برای لحظهای نگه دارید، یک مسافر مسن هست که باید سوار شود.
💡 نظرت له للحظات بحب متبادل ولكن اقتراب مليكه منهم اوقف نطراتها له.
لحظهای با محبت متقابل به او نگاه کرد، اما نزدیک شدن ملیکا به آنها، نگاهش را از او گرفت.