انهمر
🌐 ریخت.
فعل (verb)
📌 فرو ریختن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آبشاری به پایین
جمله سازی با انهمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما وصلنا هناك انهمر ّ علي سيل من الذكريات
وقتی به آنجا رسیدیم، سیلی از خاطرات مرا فرا گرفت.
💡 انهمر الضوء من النافذة فملأ الغرفة دفئًا.
نور از پنجره به داخل میتابید و اتاق را گرم میکرد.
💡 المطر الغزير انهمر على سفح الجبل الحاد، مكونًا جداول صغيرة.
باران شدیدی از دامنه کوه سرازیر میشد و جویبارهای کوچکی را تشکیل میداد.
💡 انهمر الدم من الجرح قبل أن يصل المسعف.
قبل از رسیدن امدادگر، خون از زخم فوران میکرد.
💡 الشلال الجارف انهمر على الصخور، مكوناً مشهداً طبيعياً ساحراً.
آبشار خروشان از میان صخرهها سرازیر میشد و منظرهای دلانگیز خلق میکرد.
💡 هذا الحوار الجسدي الصاخب انهمر بينهما بال كلمة واحدة فاحترقت باللذة مرات متعاقبة
این گفتگوی فیزیکی شدید بدون هیچ کلامی بین آنها جریان داشت و او بارها و بارها از لذت لبریز شد.