انقبضت
🌐 من قرارداد بستم
این واژه یعنی «جمع شدم، منقبض شدم، فشرده شدم» و میتواند به حالت بدنی یا روحی اشاره کند. در فارسی برابر آن «منقبض شدم» یا «فشرده شدم» است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او اخم کرد.
📌 او لرزید
جمله سازی با انقبضت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انقبضت ملامحه عندما سمع الخبر السيئ قبل بدء الاجتماع بدقائق قليلة.
وقتی خبر بد را تنها چند دقیقه قبل از شروع جلسه شنید، چهرهاش درهم رفت.
💡 انقبضت يده على المقود بقوة حين ظهرت السيارة أمامه فجأة.
دستش را محکم روی فرمان فشار داد که ناگهان ماشینی جلویش ظاهر شد.
💡 انقبضت معدته من الخوف، فلم يستطع أن يتكلم إلا بعد دقائق من الصمت.
از ترس دلش به هم فشرده شد و تا چند دقیقه سکوت نتوانست حرفی بزند.