انفض
🌐 ولش کن.
«انفض» بهمعنای پراکنده شدن، متفرق شدن، یا از هم پاشیدنِ جمع است. این واژه زمانی بهکار میرود که گروهی از افراد یا چیزها از حالت تجمع خارج شوند و هرکدام به سویی بروند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 به تعویق افتاد
📌 هواگیری
📌 تکان دادن
جمله سازی با انفض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حتى انفض سريعا ً عنهم بسبب هذا االنفصال الشعوري الواسع.
او به دلیل این جدایی عاطفی گسترده، به سرعت از آنها فاصله گرفت.
💡 عندما بدأت الأمطار، انفض السوق بسرعة وأغلق التجار محلاتهم خشية التلف.
وقتی باران شروع شد، بازار به سرعت پراکنده شد و کسبه از ترس خسارت، مغازههای خود را بستند.
💡 عندما انفض الاجتماع, كان التصويت تسعة الي تسعة
وقتی جلسه خاتمه یافت، رأیگیری نه به نه بود.