انسحب
🌐 عقبنشینی
فعل (verb)
📌 عقبنشینی
📌 بیرون کشیدن
📌 ترک تحصیل
📌 عقب نشینی
📌 ترک کردن
📌 بیرون رفتن
📌 بازنشسته شدن
📌 برگشت بیرون
جمله سازی با انسحب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر الجنود بـ انخذال كبير عندما انسحب الدعم في اللحظة الأخيرة.
وقتی حمایت در آخرین لحظه قطع شد، سربازان عمیقاً احساس ناامیدی کردند.
💡 وقٰتلوا في المعركة حتى انسحب العدو من أطراف المدينة.
آنها جنگیدند تا اینکه دشمن از حومه شهر عقبنشینی کرد.
💡 عندما اشتدَّ الخلافُ، انسحب الرجلُ من النقاشِ حفاظًا على الهدوءِ العامّ.
وقتی اختلاف شدت گرفت، مرد برای حفظ آرامش عمومی از بحث کناره گیری کرد.
💡 خسرو المشروع بعد أن انسحب المستثمر الرئيسي في اللحظة الأخيرة.
این پروژه پس از انصراف سرمایهگذار اصلی در آخرین لحظه از دست رفت.
💡 فقد ذلک المشروعُ قيمته عندما انسحب المستثمرون.
آن پروژه با انصراف سرمایهگذاران، ارزش خود را از دست داد.
💡 ومع ذلك، استولى الجيش على منطقة الغربال في بلدة كفر نسيج، حيث انسحب المقاتلون من دير العدس وكانوا يواصلون القتال.
با این حال، ارتش منطقه الغربال در شهرک کفرناسج را تصرف کرد، جایی که جنگجویان از دیر العدس عقبنشینی کرده و به نبرد ادامه میدادند.