امينا
🌐 آمین
«أمینا» میتواند صورت مؤنثِ «امین» باشد، یعنی «امینه / امینه» به معنای «امانتدار، درستکار و مورد اعتماد» برای مؤنث. گاهی هم در برخی زبانها یا تلفظها بهصورت نام خاص بهکار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 منشی
📌 متولی
📌 با ایمان
📌 متصدی
📌 آمنه
جمله سازی با امينا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصل امينا إلى المطار في الوقت المحدد قبل إقلاع الطائرة.
امینه قبل از پرواز هواپیما به موقع به فرودگاه رسید.
💡 بولزانو انتقل الى براغ في 1842 واصبح امينا لقسم الرياضيات البوهيمي المجتمع الملكى للعلوم.
بولزانو در سال ۱۸۴۲ به پراگ نقل مکان کرد و دبیر بخش ریاضیات بوهمی انجمن سلطنتی علوم شد.
💡 كان امينا يراجع أوراقه في المقهى عندما اتصل به صديقه.
امین در کافه مشغول بررسی مدارکش بود که دوستش او را صدا زد.
💡 رأيتُ امينا أمس في المدرسة وهو يشارك في النشاط الثقافي.
دیروز امین را در مدرسه دیدم که در فعالیت فرهنگی شرکت میکرد.