امها

🌐 مادرش

«أمها» معمولاً از «أمّها» (مادرش) فهمیده می‌شود؛ یعنی «مادرِ او» یا «مادرش». در عربی، «أمّ» به‌معنای «مادر» است و با ضمایر ملکی می‌آید: «أمها» یعنی «مادرِ او / او را». اگر در متن به‌صورت متصل آمده باشد، این رایج‌ترین و طبیعی‌ترین معناست.

اسم (noun)

📌 مادرش

جمله سازی با امها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نصحتها أمها أن احدري إلى السوق قبل الازدحام الشديد في المساء.

مادرش به او توصیه کرد که قبل از اینکه عصر خیلی شلوغ شود، به سرعت به بازار برود.

💡 واعت الصغيرة من الصوت العالي فاختبأت خلف أمها سريعًا.

دخترک از صدای بلند ترسید و سریع پشت مادرش پنهان شد.

💡 في الحديقة، فابت الطفلة تركض نحو أمها فرحةً بالهدايا.

در باغ، دخترک به سمت مادرش دوید، از هدایا خوشحال بود.

💡 وٱستکبرت على نصيحةِ أمِّها، ثم اكتشفتْ لاحقًا أن أمها كانت على حق.

او نصیحت مادرش را نادیده گرفت، اما بعداً متوجه شد که حق با مادرش بوده است.

💡 أكملتْ واجباتِها المدرسيةَ قبلَ أن تبدأَ بمساعدةِ أمها في المطبخِ.

او قبل از اینکه به مادرش در آشپزخانه کمک کند، تکالیف مدرسه‌اش را تمام کرد.

💡 نصحتها أمها أن لا تغبري وجهكِ بمساحيق كثيرة قبل الخروج إلى السوق.

مادرش به او توصیه کرد که قبل از رفتن به بازار، صورتش را زیاد آرایش نکند.

💡 شعرَت الصغيرةُ بحنانها عندما ضمّتها أمها بعد السقوط.

دخترک وقتی مادرش بعد از زمین خوردن او را در آغوش گرفت، احساس آرامش کرد.

💡 كانت الطفلة النشيطة تساعد أمها في ترتيب الغرفة كل صباح.

کودک پرانرژی هر روز صبح به مادرش در مرتب کردن اتاق کمک می‌کرد.

💡 دعمت أمها احالمها منذ الطفولة حتى الآن.

مادرش از کودکی تا به حال از رویاهایش حمایت کرده است.

کلمات مرتبط