املستشفی

🌐 بیمارستان

این کلمه به معنای «بیمارستان» است. «مستشفى» در عربی محل درمان و بستری بیماران است و در زبان فارسی نیز غالباً به همین معنا فهمیده می‌شود. این واژه از ریشه «شفا» گرفته شده و به جایی اشاره دارد که در آن از بیماران مراقبت و درمان می‌شود.

جمله سازی با املستشفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التحق الطبيب الشاب املستشفی يف مدينة صغيرة لخدمة المرضى في المنطقة.

این پزشک جوان برای خدمت به بیماران در آن منطقه، به بیمارستانی در یک شهر کوچک پیوست.

💡 زرتُ صديقًا لي كان يعمل املستشفی يف القسم الداخلي منذ سنوات طويلة.

به ملاقات یکی از دوستانم رفتم که سال‌ها در بخش داخلی بیمارستان کار می‌کرد.

💡 ازدحم املستشفی مساء أمس بسبب وصول عدد كبير من الحالات المصابة.

دیشب به دلیل ورود تعداد زیادی از مبتلایان، بیمارستان شلوغ بود.

💡 نُقل المريض إلى املستشفی بعد الحادث مباشرة، وبدأ الأطباء بفحص حالته بدقة.

بیمار بلافاصله پس از حادثه به بیمارستان منتقل شد و پزشکان شروع به بررسی دقیق وضعیت او کردند.

💡 يعمل في املستشفی فريق طبي متخصص في الطوارئ والجراحة والعناية المركزة.

این بیمارستان دارای یک تیم پزشکی متخصص در اورژانس، جراحی و مراقبت‌های ویژه است.

کلمات مرتبط