امرض

🌐 من مریضم.

این شکل می‌تواند از ریشهٔ مرض به معنای «بیمار کرد» یا «بیمارتر ساخت» فهمیده شود، یا در برخی کاربردها به‌عنوان فعلِ امری / صیغهٔ خاص دیده شود. به‌طور کلی با مفهوم «بیمار شدن» یا «بیمار کردن» ارتباط دارد، اما بدون جملهٔ کامل، معنی دقیقش قطعی نیست.

فعل (verb)

📌 بیمار شدن

صفت (adjective)

📌 بیمارتر

📌 بیمارترین

جمله سازی با امرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قد امرض الطفلُ إذا خرج في البرد دون ملابسٍ مناسبة.

اگر کودک بدون لباس مناسب در هوای سرد بیرون برود، ممکن است بیمار شود.

💡 أحيانًا امرض النفسُ بسبب القلق المستمر وكثرة التفكير في المشكلات.

گاهی اوقات ذهن به دلیل اضطراب مداوم و تفکر بیش از حد در مورد مشکلات، بیمار می‌شود.

💡 هذا اكثر مرضا هذا امرض شيئ رأيته في حياتي

این تهوع‌آورترین چیزیه که تا حالا تو عمرم دیدم.

💡 قال الطبيبُ إن الإهمال قد امرض الجسم وأضعف مناعته مع الوقت.

دکتر گفت که بی‌توجهی به این موضوع، بدن را بیمار کرده و به مرور زمان سیستم ایمنی آن را ضعیف کرده است.