الوهن

🌐 ضعف

«الوهن» به معنی سستی، ضعف، ناتوانی، و کم‌رمقی است؛ هم درباره بدن و هم درباره اراده، روحیه یا ساختار یک چیز به‌کار می‌رود. در کاربرد رایج، نشان‌دهنده کاهش نیرو و استحکام است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ضعف

📌 تضعیف

📌 استنیا

📌 ضعیف

📌 ناتوان کننده

📌 ناتوان شده

جمله سازی با الوهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬ولكن ليس كذهولي من انكسارها‬ ‫وحالة الوهن التي كانت تعاني‪

اما هیچ چیز با حیرت من از شکستگی و ضعفی که از آن رنج می‌برد، قابل مقایسه نیست.

💡 حاولَ الطبيبُ علاجَ الوهن عبرَ تنظيمِ النومِ وتحسينِ التغذيةِ للمريض.

پزشک سعی کرد با تنظیم خواب و بهبود تغذیه بیمار، ضعف را درمان کند.

💡 ‫بعد تمكن الوهن مني بتكرر أزمات اإليذاء لعضالت قلبي واستنزافها الكامل‬ ‫لشباب قدراتي العضلية وتجريدي مما تبقى لدي من عزيمة الصمود والمقاومة‪.

پس از آنکه به دلیل بحران‌های مکرر که به عضلات قلبم آسیب رساند و توانایی‌های عضلانی جوانی‌ام را کاملاً تحلیل برد و آنچه از اراده‌ام برای استقامت و مقاومت باقی مانده بود را از من گرفت، ضعف بر من مستولی شد.

💡 يؤدي نقصُ الغذاءِ إلى الوهن وضعفِ القدرةِ على أداءِ الأعمالِ اليومية.

کمبود مواد مغذی منجر به ضعف و کاهش توانایی انجام کارهای روزانه می‌شود.

💡 شعرَ اللاعبُ بـ الوهن بعدَ المباراةِ الطويلةِ في الحرِّ الشديد.

این بازیکن پس از مسابقه طولانی در گرمای شدید، احساس ضعف کرد.

💡 ‬فعندما أصاب الوهن الحركة االشتراكية ضعفت بالتالي شوكة المالحدة الذين اختفوا شيئا ً فشيئا ً‬ ‫من الحياة العامة في إنجلترا‪.

وقتی جنبش سوسیالیستی ضعیف شد، قدرت خداناباوران نیز رو به افول گذاشت و آنها به تدریج از زندگی عمومی در انگلستان ناپدید شدند.

💡 ‬واالن بعد ان دار الزمان وألقى لي ما‬ ‫ألقاه عليهم من الوهن‪

و اکنون، پس از آنکه زمانه چرخید و آنچه را که از ضعف بر ایشان فرود آورده بود، بر من نیز فرود آورد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران