النفور

🌐 بیزاری

این واژه به معنای «بیزاری، روی‌گردانی، دل‌زدگی، دوری‌جویی» است. وقتی کسی از چیزی «نفور» دارد، یعنی نسبت به آن میل ندارد و از آن فاصله می‌گیرد. این واژه هم برای احساس درونی و هم برای رفتار ظاهریِ دوری‌کردن به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بیزاری

📌 دافعه

📌 انزجار

📌 بیگانگی

جمله سازی با النفور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬بدا وكأن هنا نووع‬ ‫من النفور قد نمى بيني وبين هذا البيت‪.

انگار نوعی نفرت بین من و این خانه ایجاد شده بود.

💡 ‫كانت نوبات النفور هذه تنشأ من إحساسه بالذنب‪

این حملات بیزاری ناشی از احساس گناه او بود.

💡 قد يؤدي الغموض والضغط إلى النفور من الفكرة حتى لو كانت جيدة.

ابهام و فشار می‌تواند منجر به بیزاری از یک ایده شود، حتی اگر ایده خوبی باشد.

💡 استخدمها المتحدث للتعبير عن النفور من الرائحة غير المستحبة: إييك.

گوینده از آن برای ابراز انزجار از بوی نامطبوع استفاده کرد: Eek.

💡 سبب السلوك السيئ لدى الموظف النفور من بيئة العمل وعدم الراحة النفسية.

رفتار بد کارمند باعث بیزاری از محیط کار و ناراحتی روانی شد.

💡 يشعر بعض الأطفال النفور من الأطعمة الجديدة في البداية ثم يعتادونها لاحقًا.

بعضی از کودکان در ابتدا از غذاهای جدید بیزارند، اما بعداً به آنها عادت می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران