الناطق
🌐 سخنگو
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سخنگو
📌 صحبت کردن
📌 بلندگو
📌 دهنی
جمله سازی با الناطق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الناطق الرسمي حاضرًا في المؤتمر الصحفي للإجابة عن الأسئلة.
سخنگوی رسمی برای پاسخ به سوالات خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی حاضر شد.
💡 اختارت الشركة الناطق باسمها بعد اجتماع طويل بين أعضاء الإدارة.
این شرکت پس از یک جلسه طولانی میان اعضای هیئت مدیره، سخنگوی خود را انتخاب کرد.
💡 هي تفضل الفيلم الناطق على الأفلام الصامتة بسبب حواراته الجذابة.
او فیلمهای ناطق را به خاطر دیالوگهای جذابشان به فیلمهای صامت ترجیح میدهد.
💡 حتى عبر الهاتف، استطعت التعرف على صوتها الناطق فوراً.
حتی از پشت تلفن، توانستم صدای صحبت کردنش را فوراً تشخیص دهم.
💡 من جهته، أوضح عبد البصير مجاهد الناطق باسم شرطة كابول أن انتحاريا «فجر نفسه داخل المسجد»
عبدالبصیر مجاهد، سخنگوی پلیس کابل، به نوبه خود توضیح داد که یک بمبگذار انتحاری «خود را در داخل مسجد منفجر کرد».
💡 تحدّث الناطق بهدوء وشرح موقف المؤسسة بوضوح أمام الحضور.
سخنگو با آرامش صحبت کرد و موضع سازمان را به روشنی برای حضار توضیح داد.