الناشف
🌐 خشک
«الناشف» یعنی «خشک» یا «خشکشده». این واژه از ریشهٔ «نشف» میآید و در توصیف چیزی که رطوبت ندارد یا آبش رفته استفاده میشود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خشک
📌 النشیف
📌 نشیف
📌 آن فرآیند خشک
📌 کوتاه کردن مو
جمله سازی با الناشف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا أحب هذا القماش الناشف لأنه يسبب حكة عند ارتدائه فترة طويلة.
من این پارچه خشک را دوست ندارم چون وقتی مدت طولانی پوشیده شود باعث خارش میشود.
💡 شعرت بأن الجو الناشف في الصحراء يجعل التنفس أكثر صعوبة وقت الظهيرة.
احساس میکردم هوای خشک بیابان، نفس کشیدن را در ظهر دشوارتر میکند.
💡 تلطخت راحة يده وأصابعه بالطني الناشف الذي تصلب برسعة بفعل حرارة جسده.
کف دست و انگشتانش با گِل خشکی آغشته شده بود که به دلیل گرمای بدنش به سرعت سفت میشد.
💡 كان الخبز الناشف غير مناسب للأطفال، فطلبوا طعامًا طريًا بدلًا منه.
نان خشک برای بچهها مناسب نبود، بنابراین آنها به جای آن غذای نرم درخواست کردند.