المفاجی

🌐 غافلگیرکننده

«المفاجی» هم به‌صورت درست و استاندارد، معمولاً «المفاجئ» یا «المفاجيء» نوشته می‌شود و از ریشه «فاجأ» به معنای ناگهانی یا غافلگیرکننده است. اگر منظور صفت باشد، یعنی چیزی که به‌طور غیرمنتظره رخ می‌دهد یا موجب surprise می‌شود. در نوشتار رایج عربی، شکل درست‌تر این واژه باید با همزه و مطابق املای معیار بیاید.

جمله سازی با المفاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أثار تصرفُه المفاجئ استغرابَ الحاضرين في الاجتماع.

رفتار ناگهانی او باعث تعجب حاضران در جلسه شد.

💡 توقف العامل عن الكلام عندما سمع الخبر المفاجئ في القاعة.

کارگر وقتی خبر غافلگیرکننده را در سالن شنید، حرفش را قطع کرد.

💡 تسارع نبضه بعد سماع الخبر المفاجئ في الاجتماع.

نبضش بعد از شنیدن خبر غافلگیرکننده در جلسه تندتر زد.

💡 أبقى القرار المفاجئ الفريق في حير واضح طوال الاجتماع.

این تصمیم ناگهانی، تیم را در طول جلسه در سردرگمی آشکاری رها کرد.

💡 روعي قليلًا عندما سمعت الخبر المفاجئ في الصباح الباكر.

وقتی صبح زود خبر غافلگیرکننده را شنیدم، کمی شوکه شدم.

💡 صيحن عند سماع الخبر المفاجئ في المدرسة.

آنها با شنیدن خبر غافلگیرکننده در مدرسه جیغ زدند.

💡 اترصت السيارات في الشارع بسبب الحادث المفاجئ في التقاطع الرئيسي.

به دلیل تصادف ناگهانی در تقاطع اصلی، ماشین‌ها به خیابان هجوم آورده بودند.

💡 شعر الطالب الارتباك عندما طُرح عليه السؤال المفاجئ أمام الجميع.

دانشجو وقتی آن سوال غیرمنتظره را جلوی همه از او پرسیدند، احساس گیجی کرد.

💡 ظهر بلس في وجهه حين سمع الخبر المفاجئ في الاجتماع.

چهره پلاس وقتی خبر غافلگیرکننده را در جلسه شنید، نمایان شد.

💡 أثار بسواله المفاجئ اهتمام الحاضرين ودفعهم إلى الإصغاء بدقة.

سوال ناگهانی او توجه حاضران را جلب کرد و آنها را واداشت تا با دقت گوش دهند.

💡 في نهاية الحفل، امتلأت القاعة بـ حاج ضحک بسبب الموقف المفاجئ على المسرح.

در پایان کنسرت، سالن به دلیل موقعیت غیرمنتظره روی صحنه، مملو از خنده مردم شد.

💡 بقيت الملابس خضلة بعد المطر المفاجئ في الطريق.

لباس‌ها بعد از باران ناگهانی در جاده، نمناک ماندند.

کلمات مرتبط