المصاريف
🌐 هزینهها
اسم (noun)
📌 هزینه
📌 مخارج
📌 بازپرداخت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 هزینهها
جمله سازی با المصاريف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحتاج العائلة إلى خطة واضحة لتقليل المصاريف غير الضرورية.
خانواده برای کاهش هزینههای غیرضروری به یک برنامه مشخص نیاز دارد.
💡 طلب الأب المال من ابنه ليسدد بعض المصاريف العاجلة.
پدر از پسرش پول خواست تا برخی از هزینههای ضروری را پرداخت کند.
💡 واجهت العائلة كثيرة المصاريف خلال شهر واحد بسبب السفر والعلاج.
خانواده به دلیل سفر و درمان، ظرف یک ماه با هزینههای زیادی روبرو شدند.
💡 ربما فكرت أن المصاريف التي تبددها بال جدوى على تعليم محمود الكسالن ستفيدها في اإلنفاق على ما هو أجدى
شاید او فکر میکرد پولی که برای آموزش بیهدف محمود الکسلان هدر میداد، بهتر بود صرف چیز ارزشمندتری میشد.
💡 أنشأت العائلتان حسابًا مشتركة لدفع المصاريف المنزلية.
دو خانواده یک حساب مشترک برای پرداخت هزینههای خانه ایجاد کردند.
💡 في نهاية الشهر شعر الموظف بـ قلة المال بسبب كثرة المصاريف والالتزامات العائلية.
در پایان ماه، کارمند به دلیل هزینههای زیاد و تعهدات خانوادگی، احساس کمبود پول کرد.
💡 واکبر الأخ كان يساعد أسرته في المصاريف منذ سنوات.
برادر بزرگتر سالها بود که به خانوادهاش در تأمین مخارج کمک میکرد.
💡 اتخذته وسيلة لتقليل المصاريف خلال الأشهر الأخيرة.
من آن را به عنوان راهی برای کاهش هزینهها در چند ماه گذشته اتخاذ کردم.
💡 حاول المدير تقليل التخسير عبر مراجعة المصاريف بدقة.
مدیر سعی کرد با بررسی دقیق هزینهها، ضررها را کاهش دهد.
💡 تقترح الإدارة خطة جديدة لتقليل المصاريف وتحسين النتائج.
مدیریت طرح جدیدی را برای کاهش هزینهها و بهبود نتایج پیشنهاد میدهد.