المستشفى في
🌐 بیمارستان در
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بیمارستان در
📌 بستری در بیمارستان
📌 مرخص شده در
📌 پذیرفته شده در
📌 کلینیک روی
جمله سازی با المستشفى في
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اسهم َ الطبيبُ في إنقاذِ حياةِ المريضِ بعدَ أن وصلَ إلى المستشفى في الوقتِ المناسبِ.
پزشک پس از رسیدن به موقع به بیمارستان، در نجات جان بیمار نقش داشت.
💡 تم تسجيل وصوال الوفد الطبي عند بوابة المستشفى في الساعة الثامنة صباحًا.
ورود هیئت پزشکی ساعت هشت صبح به دروازه بیمارستان ثبت شد.
💡 حضر اطبا المستشفى في وقت مبكر لمتابعة الحالات الطارئة.
پزشکان بیمارستان زودتر از موعد مقرر رسیدند تا به موارد اورژانسی رسیدگی کنند.
💡 وامتالت الطوابير عند باب المستشفى في الصباح الباكر.
صفهای طولانی از صبح زود جلوی در ورودی بیمارستان تشکیل شده بود.
💡 عانيتُ من ازدحام شديد عند مدخل المستشفى في الصباح الباكر.
صبح زود، ازدحام شدیدی را در ورودی بیمارستان تجربه کردم.
💡 تمتِ العمليةُ بسهولةٍ، وغادرَ المريضُ المستشفى في اليومِ التاليِ.
این عمل به راحتی انجام شد و بیمار روز بعد بیمارستان را ترک کرد.
💡 وءاتی الطبيبُ إلى المستشفى في الصباح الباكر، وبدأ فحص المرضى فورًا.
دکتر صبح زود به بیمارستان رسید و بلافاصله شروع به معاینه بیماران کرد.