المرفق

🌐 پیوست

«المرفق» در عربی به معنای آرنج دست است، یعنی مفصل میان بازو و ساعد. همچنین در زبان عربی می‌تواند به معنای وسیله، ابزار، یا بخشی از چیزی که به آن وابسته و همراه است نیز بیاید، اما معنای اصلی و رایج آن همان آرنج است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ضمیمه

📌 تأسیسات

📌 پیوست

📌 آرنج

📌 جی ای اف

جمله سازی با المرفق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أرسل الموظفُ المرفق مع البريد الإلكتروني ليطّلع المدير على التفاصيل كاملة.

کارمند فایل پیوست را همراه ایمیل ارسال کرد تا مدیر بتواند تمام جزئیات را ببیند.

💡 وردت الإحصاءات الدقيقة المقابل في الجدول المرفق مع الدراسة.

آمار دقیق مربوطه در جدول پیوست مطالعه ارائه شده است.

💡 قرأ الطالبُ التعليماتِ في المرفق قبل أن يبدأ بتنفيذ المشروع المطلوب.

دانشجو قبل از شروع به اجرای پروژه مورد نیاز، دستورالعمل‌های موجود در پیوست را مطالعه کرد.

💡 وصل البريد الإلكتروني متأخرًا، لكن المرفق المطلوب كان موجودًا داخل الرسالة.

ایمیل دیر رسید، اما پیوست درخواستی در پیام موجود بود.

💡 ويتبع المرفق لهذه الوثيقة استمارة الميزانية النموذجية التي تم مناقشتها آنفاً.

فرم بودجه نمونه که در بالا مورد بحث قرار گرفت، به این سند پیوست شده است.

💡 كانت السيارةُ بحاجة إلى إصلاح المرفق في الجهة اليمنى بعد الحادث البسيط.

ماشین بعد از تصادف جزئی نیاز به تعمیر در قسمت آرنج سمت راست داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران