المذبح

🌐 محراب

به معنای «قربانگاه»، «محل ذبح» یا «جای سر بریدن حیوان» است. در متون دینی و لغوی، این واژه به مکانی اشاره دارد که در آن قربانی یا ذبح انجام می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 محراب

📌 راهرو

📌 کشتارگاه

📌 قصابی

📌 کشیشی

📌 کشتار

جمله سازی با المذبح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وُضع المذبح في مكان مرتفع داخل المعبد القديم.

قربانگاه در مکانی مرتفع در داخل معبد باستانی قرار داشت.

💡 ‫ما أن أوصلتها إلى المذبح حتى أشعلت‬ ‫شمعة لي ولها‪.

به محض اینکه او را به محراب آوردم، برای هر دویمان شمعی روشن کردم.

💡 كان المذبح مصنوعًا من الحجر المنحوت بعناية.

محراب از سنگ تراشیده شده با دقت ساخته شده بود.

💡 إن المذبح الدائري المزدوج ومائدة القرابين بنيت في وسط الضريح.

محراب دایره‌ای دوتایی و میز نذورات در مرکز زیارتگاه ساخته شده بودند.

💡 انذبح الحيوانُ في المذبح وفق الأحكام الشرعية وبإشراف الجزار المختص.

حیوان در کشتارگاه طبق موازین شرعی و زیر نظر قصاب متخصص ذبح شده باشد.

💡 قال الأب لابنه: وٱنحر قرب المذبح بعد أن تجهز الأدوات.

پدر به پسرش گفت: بعد از اینکه وسایل را آماده کردی، نزدیک قربانگاه ذبح کن.

کلمات مرتبط