المدخل في
🌐 ورودی در
دیکشنری عربی به فارسی
📌 راهرو در
📌 درگاه در
📌 درب در
📌 ورودی در
📌 ورود به
جمله سازی با المدخل في
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضعوا كاميرا مراقبة عند المدخل في المبنى لحماية الموظفين والزوار طوال اليوم.
آنها یک دوربین نظارتی در ورودی ساختمان نصب کردند تا از کارمندان و بازدیدکنندگان در طول روز محافظت کنند.
💡 قلنا كما اتفقنا، سنلتقي عند المدخل في الساعة الثامنة.
همانطور که توافق کردیم، ساعت هشت در ورودی همدیگر را خواهیم دید.
💡 شعرت بالإثارة وهي تعمل عند المدخل في مكان مشهور كهذا.
او از کار کردن در ورودی چنین مکان معروفی هیجانزده بود.
💡 يوجد مكتب الاستقبال قرب المدخل في الفندق ليسهل على النزلاء إنهاء إجراءات الوصول بسرعة.
میز پذیرش در نزدیکی ورودی هتل قرار دارد تا مهمانان بتوانند به راحتی و به سرعت مراحل پذیرش را انجام دهند.
💡 كنت سأجعله يقف بجانب الأحجار لحصر هذا المدخل في حالة حدوث مشكلة
از او میخواستم کنار سنگها بایستد تا در صورت بروز مشکل، ورودی را مسدود کند.
💡 كان الزحام شديدًا عند المدخل في السوق بسبب توافد المتسوقين صباح الجمعة.
ورودی بازار به دلیل هجوم خریداران صبح جمعه بسیار شلوغ بود.