المتفرج

🌐 تماشاگر

به معنی «تماشاگر» است؛ یعنی کسی که صحنه، رویداد، مسابقه یا نمایش را می‌بیند و فقط نظاره‌گر است، نه اینکه در آن دخالت یا مشارکت مستقیم داشته باشد.

اسم (noun)

📌 تماشاگر

📌 رهگذر

📌 بیننده

📌 ناظر

📌 گپر

جمله سازی با المتفرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان المتفرج يراقب العرض المسرحي بإعجاب من الصف الأمامي.

تماشاگر با تحسین از ردیف جلو، اجرای تئاتر را تماشا می‌کرد.

💡 ‬توثّب االستفزاز من هذا الصمت المريب المتفرج من علياءه‪!

از این سکوتِ مشکوک و نظاره‌گرِ جایگاهِ رفیعش، شور و هیجان بیرون جهید!

💡 ‬وأنا سرت في‬ ‫عربة الركب العام واتخذت موضع المتفرج الذي ال يجد لنفسه حقا ً او‬ ‫وجودا ً ُمعبرا ً امام هذا ال ُكربة العظمى‪

و من سوار کالسکه عمومی شدم و جایگاه تماشاگری را گرفتم که در برابر این مصیبت بزرگ، هیچ حق و وجود بیانگری برای خود نمی یابد.

💡 ‬جعله في مستوى ال يؤذي عنق المتفرج وال يضر بعيونه‬ ‫ما إن رآني حتى فتح عن ابتسامة‪

او آن را طوری قرار داد که به گردن یا چشم تماشاگر آسیب نرساند. به محض اینکه من را دید، لبخندی زد.

💡 جلس المتفرج في المدرجات يصفق بحرارة بعد الهدف الجميل في المباراة.

تماشاگران پس از گل زیبای مسابقه، روی سکوها نشسته بودند و به گرمی تشویق می‌کردند.

💡 وقف المتفرج جانبًا عندما بدأت الحشود تتجمع أمام باب القاعة.

تماشاگر کنار ایستاد در حالی که جمعیت شروع به تجمع در مقابل درب سالن کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران