المتبقية
🌐 باقی مانده
فعل (verb)
📌 باقی ماندن
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 باقیمانده
📌 باقی مانده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 منقضی نشده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 باقی مانده
جمله سازی با المتبقية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استُخدمت الساعات المتبقية من اليوم لإنجاز التقرير النهائي.
ساعات باقی مانده روز برای تکمیل گزارش نهایی مورد استفاده قرار گرفت.
💡 أخبرنا الموظفُ في مکتب التذاکر أن المقاعد المتبقية محدودة جدًا.
کارمند گیشه بلیط فروشی به ما گفت که صندلیهای باقی مانده بسیار محدود هستند.
💡 هناك عدد قليل جدًا من البدايات المتبقية في عالم السيارات.
در دنیای خودروسازی، آغازهای بسیار کمی باقی مانده است.
💡 قررت العائلة استثمار الأيام المتبقية من الإجازة في زيارة الأماكن التاريخية.
خانواده تصمیم گرفتند روزهای باقیمانده از تعطیلات خود را صرف بازدید از اماکن تاریخی کنند.
💡 استغلت الطالبة الساعات القليلة المتبقية لإكمال واجبها المدرسي بدقة.
دانشآموز از چند ساعت باقیمانده برای انجام دقیق تکالیف مدرسهاش استفاده کرد.
💡 وزعت المدرسة الكتب المتبقية على الطلاب الجدد في بداية الفصل الدراسي.
مدرسه کتابهای باقیمانده را در ابتدای ترم بین دانشآموزان جدید توزیع کرد.