إستقلال

🌐 استقلال

این واژه به معنی استقلال، آزاد بودن از وابستگی و خودمختاری است. در سیاست و تاریخ، استقلال معمولاً به حالتی گفته می‌شود که یک کشور از سلطه یا کنترل کشور دیگر خارج شده و خود تصمیم‌گیرندهٔ امورش باشد. در معنای عمومی‌تر نیز به توانایی یک فرد، نهاد یا کشور برای ادارهٔ امور خود بدون وابستگی به دیگران گفته می‌شود.

اسم (noun)

📌 استقلال

جمله سازی با إستقلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يشكّلُ إستقلال القرارِ الاقتصاديِّ هدفًا رئيسيًا للحكوماتِ الحديثةِ.

استقلال در تصمیم‌گیری اقتصادی، هدف کلیدی دولت‌های مدرن است.

💡 وأدت إلى إستقلال الهند وألهمت حركات التحرر المدني في أنحاء العالم...

این منجر به استقلال هند شد و الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌بخش مدنی در سراسر جهان گردید...

💡 يدرسُ الطلابُ تاريخَ إستقلال الدولِ العربيةِ في مادةِ الاجتماعياتِ.

دانش‌آموزان در درس مطالعات اجتماعی، تاریخ استقلال کشورهای عربی را مطالعه می‌کنند.

💡 كورتولوس يوحي بأنني كنت أدعو إلى إستقلال الأكراد، وهذا لم أفعله.

کورتولوس تلویحاً می‌گوید که من خواستار استقلال کردستان بودم، که البته این کار را نکردم.

💡 احتفلَ الشعبُ بذكرى إستقلال بلادهِ بعدَ سنواتٍ طويلةٍ من النضالِ.

مردم پس از سال‌ها مبارزه، سالگرد استقلال کشورشان را جشن گرفتند.

💡 وكان المحامون قد اتهموه منذ سنوات بتقييد إستقلال القضاء.

وکلا سال‌ها پیش او را به محدود کردن استقلال قوه قضائیه متهم کرده بودند.

کلمات مرتبط