القياس

🌐 اندازه‌گیری

این واژه به معنی «سنجش، مقایسه، اندازه‌گیری» است و در حوزه‌های مختلف کاربرد دارد. در منطق و فقه نیز القياس به معنای «استدلال قیاسی» یا «نسبت دادن حکم یک مورد به موردی مشابه» است. در کاربرد عمومی، یعنی چیزی را با چیزی دیگر سنجیدن و مقایسه کردن.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اندازه‌گیری

📌 اندازه گیری

📌 مقایسه

📌 متر

📌 تله‌متری

📌 مقیاس

جمله سازی با القياس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يعتمد المهندس على القياس الدقيق قبل تنفيذ أي مشروع حتى يتجنب الأخطاء المكلفة.

مهندس قبل از اجرای هر پروژه به اندازه‌گیری دقیق متکی است تا از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کند.

💡 احتاج الطبيب إلى تعديل للق القياس في الجهاز الجديد.

پزشک نیاز داشت تنظیمات اندازه‌گیری را در دستگاه جدید تنظیم کند.

💡 قد تكون لکنن صيغةً مكتوبةً على غير القياس الصحيح.

ممکن است شکل نوشتاری باشد که استاندارد صحیحی نباشد.

💡 ظهر اسم النجستروم في التقرير العلمي ضمن بيانات القياس والتجربة.

نام انگستروم در گزارش علمی، در میان داده‌های اندازه‌گیری و آزمایش، آمده است.

💡 وضعت الممرضة قاشق القياس بجانب الدواء لتحديد الجرعة بشكل صحيح.

پرستار چوب اندازه‌گیری را کنار دارو گذاشت تا دوز را به درستی تعیین کند.

💡 رسم المهندس نقاط القياس على الخريطة قبل بدء العمل الميداني.

مهندس قبل از شروع کار میدانی، نقاط اندازه‌گیری را روی نقشه رسم کرد.

💡 تحتاج هذه الأجهزة إلى دقة عالية عند القياس حتى لا تظهر النتائج بشكل خاطئ.

این دستگاه‌ها هنگام اندازه‌گیری به دقت بالایی نیاز دارند تا نتایج نادرست به نظر نرسند.

💡 في المختبر، تعتمد النتائج على ودقة القياس أكثر من أي شيء آخر.

در آزمایشگاه، نتایج بیش از هر چیز به دقت اندازه‌گیری بستگی دارد.

💡 في المختبر، يساعد القياس الصحيح في الوصول إلى نتائج علمية موثوقة وقابلة للمراجعة.

در آزمایشگاه، اندازه‌گیری دقیق به دستیابی به نتایج علمی قابل اعتماد و قابل تأیید کمک می‌کند.

کلمات مرتبط