إذن دون
🌐 بنابراین بدون
این ترکیب در عربی بهصورت دقیق و رایج، معمولاً به معنای «اجازه بدون…» یا «اذنِ بدونِ [چیزی]» بهکار میرود و بسته به متن میتواند ناقص باشد؛ اگر منظور از آن «بدون اجازه» باشد، در فارسی معادل «بیاجازه» یا «بدون اذن» است. واژهی إذن در اصل به معنای اجازه، رخصت و مجوز است و دون به معنای «بدون، پایینتر از، غیر از» میآید.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سپس - و بدون
📌 سپس، بدون
جمله سازی با إذن دون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا يجوز السفر إذن دون موافقة الجهة المسؤولة في هذه الحالة.
سفر بدون مجوز از مرجع ذیصلاح در این مورد مجاز نیست.
💡 لن نبدأ العمل إذن دون مراجعة الملفات المطلوبة أولًا.
بنابراین، بدون بررسی اولیه فایلهای مورد نیاز، کار را شروع نخواهیم کرد.
💡 طلب الموظف الخروج المبكر، لكن الإدارة رفضت إذن دون سبب واضح.
کارمند درخواست مرخصی زودهنگام داد، اما مدیریت بدون دلیل موجه از دادن اجازه خودداری کرد.